In Danger
Fanfiction
0.0
5
Arabe Fan Fiction #in_danger
النوع:عصابات رومنسي مدرسي بنهاية سعيدة
عدد البارتات:لم يحدد
"منذ يومين انتقل للعيش بالمنزل المجاور لنا عائلة غريبة و مخيفة نوعا ما بالنسبة للأم اعترف انها حقا لطيفة لكن زوجها مخيف و ابنها يبدو مرعبا اكثر رأيته فقط لمرة واحدة و لكن ماذا فعل ..لم يفعل شيء مجرد انه نظر لي بنظرة جعلتني اراه بكوابيسي دائما ..لكن الصدفة الأرعب انه ابن رئيس عصابات حقيقي و ايضا هو يمتلك عصابة!!
و ماذا ايضا ؟؟؟اصبح هذا الفتى بنفس الفصل معي .
فتى مثير و مرعب و نظرات مخيفة ووسيم و من عصابة مخيفة هل سيكون من الممكن ان اقع بحبه!!!
الشخصيات:القارئة:فتاة بشعر اسود يصل لكتفك تهتمين بدراستك و هي فقط كل اهتماماتك لكن سيتغير كل شيء و تبدأين بالاهتمام بأمور اخرى لكي شهرة كبيرة بالمدرسة من ذكائك و جمالك اللطيف و اعينكي الكبيرة
كاي:فتى هاديء لكن يحب ان يجعل من امامه يرتعب منه ابن رئيس عصابة مشاغب للغاية و كسول بالنسبة
لدراسته فهو لا يهتم لها ينام اغلب الوقت بالحصص و الجميع يبدأ بالخوف منه بعد سماع خبر ارتباطه بعصابة
شخصيات فرعية :.
والد كاي:رئيس عصابة مشهور بنذالته و قوته
ام كاي:لطيفة للغاية تحاول بجد تغيير كاي
S'il vous plait Connexion évaluer ce novel !
app icon Lisez sur votre appareil mobile

Related Novels

الِطفلة المَلاك _ بيكهيون cover
الِطفلة المَلاك _ بيكهيون
فان فكشن

الِطفلة المَلاك _ بيكهيون

𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖒𝖆𝖗𝖊༺ cover
𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖒𝖆𝖗𝖊༺
فان فكشن

#Nightmare کابوس🌙 اون روانشناس مرموز، کیم نامجون و برادرش تهیونگ فکر می‌کنن با چپوندن کلمه‌ها به مغزم و تجویز داروهای روانپریشی می‌تونه من رو نجات بده! اما فقط من می‌دونم که باعث تمام اون توهم‌های وحشتناکم کیه! اون هیولا، حتی خانوادم رو هم خریده برادر دوقلوم، جیمین. برادر بزرگترم، جین. حتی مادرم. 🔻وضعیت آپلود: کامل شده🔺 مونالیزا: این فیکشن جزو اولین فیک‌هایی هست که نوشتم و می‌شه گفت مبتدی‌ترینشون هست ولی با تمام ایراداتش امیدوارم دوستش داشته باشید... هرچند که خودم عاشقشم و حتی سعی ندارم ایراداتش رو رفع کنم💚 Writer: #Monalisa 🖤 Couple: JK & Girl / V & Girl / Namjin/Yoonmin Genre: Action / Harsh / Angst / Psychological / Smut / Horror

تو منو دیوونه می‌کنی! cover
تو منو دیوونه می‌کنی!
فان فكشن

خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"

ESCAPE cover
ESCAPE
فان فكشن

أرجحتُ الفرار معكِ من أيدي العدالة هرِعًا أن تؤذيكِ الحياةُ فـ يتأذى مابيّن أضلعي.

bad doctors__دكاترة سيئون cover
bad doctors__دكاترة سيئون
فان فكشن

_عائلة مكونة من أطباء من ألاب للابناء ماعدا فرد صغير لايزال يدرس ماذا لو تعرض الابن الاصغر لضغط شديد من اخوته الثلاثة ليتفوق بدراسته لاجل ان لا يخيب ضنهم ماذا سيحصل له ؟! _القصة من وحي خيالي واي تشابه بينها وبين قصة اخرى او قصة شخص بالواقع مجرد صدفة _تحتوي على محتوى صفع ، عنف ، اذى نفسي ، المساحة الصغيرة في شكل مختصر ، لمن لا يحتمل هذه المحتويات لا يدخل لطفا 🔞. 🚫القصة تخضع لقوانيني الخاصة لا شيء هنا له علاقة بالواقع ان لم تعجبك المحتويات فضلا اخرج ..

A Trip To The Past : Katekyo Hitman reborn cover
A Trip To The Past : Katekyo Hitman reborn
أوتاكو

تسونا ، أينما، دينو، يوني و بياكوران تم ارسالهم إلى الماضي [زانزاس يتبعهم لاحقا] . حيث عصر البريمو و يبدوا انهم سيظلون وقت أطول مما ظنوا... القصه من تأليف :@tunaplatina