bomb __ قنبلة
فان فكشن

bomb __ قنبلة

Subscribe
0.0
4
العربية روايات المعجبين #bomb_قنبلة_2
لديك حياة واحدة لتكون شخصاً طيباً، فرصة واحدة لتصحيح أخطاء الماضي ..

فأستغلهما جيداً .


/القصة مكتملة، صورة الغلاف من رسم all_is_need@/
رجاءً قم ب : تسجيل الدخول لتقييم هذه الرواية !
app icon اقرأ على جهازك المحمول

Related Novels

𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖒𝖆𝖗𝖊༺ cover
𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖒𝖆𝖗𝖊༺
فان فكشن

#Nightmare کابوس🌙 اون روانشناس مرموز، کیم نامجون و برادرش تهیونگ فکر می‌کنن با چپوندن کلمه‌ها به مغزم و تجویز داروهای روانپریشی می‌تونه من رو نجات بده! اما فقط من می‌دونم که باعث تمام اون توهم‌های وحشتناکم کیه! اون هیولا، حتی خانوادم رو هم خریده برادر دوقلوم، جیمین. برادر بزرگترم، جین. حتی مادرم. 🔻وضعیت آپلود: کامل شده🔺 مونالیزا: این فیکشن جزو اولین فیک‌هایی هست که نوشتم و می‌شه گفت مبتدی‌ترینشون هست ولی با تمام ایراداتش امیدوارم دوستش داشته باشید... هرچند که خودم عاشقشم و حتی سعی ندارم ایراداتش رو رفع کنم💚 Writer: #Monalisa 🖤 Couple: JK & Girl / V & Girl / Namjin/Yoonmin Genre: Action / Harsh / Angst / Psychological / Smut / Horror

تو منو دیوونه می‌کنی! cover
تو منو دیوونه می‌کنی!
فان فكشن

خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"

Fake Life / Hard Love cover
Fake Life / Hard Love
فان فكشن

* ماذا لو علمت أنك حياتك التي عهدتها كانت مجرد كذبة ؟ و أن كل ما قيل لك كان مجرد تراهات لا أساس لها من الحقيقة ؟ * * ماذا لو أن من ظننتهم أقرب الناس إليك كانوا يخدعونك طوال الوقت و يجعلونك تعيش في عالم بعيد كل البعد عن الواقع ؟ * * ماذا لو أن كل ذكرى عشتها و حاولت تذكرها مهما صار تتلاشى بلمح البصر و لا يصبح لها أي معنى ؟ * * كيف سيكون موقفك حينها ؟ كيف ستتصرف عندها ؟ هل تنسى الأمر فقط و تعيش حياتك و كأن شيئا لم يحصل ؟ * * لكن ماذا لو كان هذا الشخص عنيدا جدا و فضوليا و سيحاول معرفة السبب الذي دفع بالجميع للكذب عليه ؟ * ¥ لكن ما لا يعرفه أن بعض الأشياء لا يجب البحث عنها ¥ ¥ و بعض الأسرار لا يجدر أبدا كشفها ¥ ¥ كما أن بعض الأبواب يجدر بها أن تبقى موصدة ¥