خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسانها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظرهای تو خونهش روبهرو میشه. یه مرد غریبه کف آشپزخونهش لم داده و داره بستنی شکلاتیهای مورد علاقهی جونگکوک رو عین انسانهای اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و میخوره. عجیبتر اینکه این غریبه ظاهرا نمیتونه حرف بزنه ولی میتونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسانها و فرم انسانی خودش نمیدونه یهو سر و کلهش تو خونهی هادس، خدای جهنم، پیدا میشه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمیتونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
أنـتَ يجبُ أن تكـُون مُستعِداً لأي شيْـئٍ يأتـي مِنـه! ثـلاثَةُ قَـواعِـد علَـيْك اتّـباعُـها إِن أَردتَ أن تَعمـَل مَعـه... الجـِديّة عِندَ العَـمل! النِـظَامُ عِندَ الفَوضـَى! والإخـلاَصُ عِندَ الخِيـانَة! أنتَ الآن مُؤهـلٌ لِتصبحَ بمَشفـى الطّبـيبِ زانـْغ!! Started •13|08|2018• 16,aug,2018 #1 in yixing 23 aug,2018 #1 in romance 6 sep,2018 #1 in drama 21 Feb,2019 #1 في قصص الهواة. 15 jun,2019 #1 in لاي ©جميع الحقوق محفوظة لي ككاتبة الرواية لا أسمح بالإقتباس و لا بأخد الفكرة و تغيير الأبطال و لا بالترجمة لأي لغة كانت و لا لتحويلها إلى رواية مثلية و لا لتغيير الأبطال و لا أخد الرواية بأي شكل من الأشكال.
* ماذا لو علمت أنك حياتك التي عهدتها كانت مجرد كذبة ؟ و أن كل ما قيل لك كان مجرد تراهات لا أساس لها من الحقيقة ؟ * * ماذا لو أن من ظننتهم أقرب الناس إليك كانوا يخدعونك طوال الوقت و يجعلونك تعيش في عالم بعيد كل البعد عن الواقع ؟ * * ماذا لو أن كل ذكرى عشتها و حاولت تذكرها مهما صار تتلاشى بلمح البصر و لا يصبح لها أي معنى ؟ * * كيف سيكون موقفك حينها ؟ كيف ستتصرف عندها ؟ هل تنسى الأمر فقط و تعيش حياتك و كأن شيئا لم يحصل ؟ * * لكن ماذا لو كان هذا الشخص عنيدا جدا و فضوليا و سيحاول معرفة السبب الذي دفع بالجميع للكذب عليه ؟ * ¥ لكن ما لا يعرفه أن بعض الأشياء لا يجب البحث عنها ¥ ¥ و بعض الأسرار لا يجدر أبدا كشفها ¥ ¥ كما أن بعض الأبواب يجدر بها أن تبقى موصدة ¥
(ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ) 《عشق 》 ▪گاهی باعث نفرت میشه ▪گاهی کورت میکنه ▪گاهی اونقدر قشنگه که حس میکنی تو خیال زندگی میکنی ▪گاهی انقدر شیرینه که دلت رو میزنه 《عشق، به اندازه زیباییش دردناکه》 عشقی که باعث میشه با وجود همه ی درد ها و غم ها ،با اینکه سخته ولی قوی بمونن و بجنگن ... Geɴre : Roмαɴce , Drαмα ,Aиgυšт, S.. Coυple : Kooĸv ❅•───────── 🏷ᴹʸ ᶜʰᵃᶰᶰᵉˡ : @everythinganndnothing
" 𝗠𝘆 𝗕𝘂𝘀𝘆 𝗙𝗮𝗺𝗶𝗹𝘆 " خلاصهی فیک : داستان از جایی شروع میشه که فلیکس طی یه اتفاق یهویی، رابطهی خواهرش رو دوست پسرش رو بهم میزنه! ولی چی میشه اگه خواهرش مجبورش کنه رابطهای که بهم زده رو درست کنه؟ ممکنه روابط پیچیدهای بین خودش و دوست پسر خواهرش به وجود بیاد؟ ممکنه همه چیز فراتر از اون چیزی که فکرش رو میکنه پیش بره؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬 : 𝗁𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑, 𝗆𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆, 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍 -پایان یافته. 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝗂𝗓𝖾𝗅.
لديك حياة واحدة لتكون شخصاً طيباً، فرصة واحدة لتصحيح أخطاء الماضي .. فأستغلهما جيداً . /القصة مكتملة، صورة الغلاف من رسم all_is_need@/
قد يكون هذا النوع من الروايات شائعًا بين الناس ؛ لِذا قد تغض بصرك عن روايتي .. لكن ما يجعلها مختلفه هو انني كتبتها بأُسلوبي ، فأتمنى ان تحوز على اعجابكم " - التقرير بالداخل